دل‌نوشته‌های من... 1

در این قسمت، جملاتی را که به ذهنم خطور کرده و به رشتۀ تحریر درآمده، آورده‌ام... امیدوارم مقبول دوستان افتد.

از کپی کردن متن‌ها جدا خودداری کنید. در صورتی که خواهان درج متن در صفحۀ خود هستید، می‌توانید با ذکر نام نویسنده و درج لینک این صفحه، به Share کردن متن‌ها اقدام نمایید.

***

شمارۀ 1

"من اشتباه کردم...!!!"، "از شما عذرخواهی می‌کنم...!!!"، "من رو ببخشید...!!!" و...

 برای عدّه‌ای از افراد، به‌کاربردن این جملات در زندگی‌شان، چقدر سخت است! و بی‌چاره «رابطه» که قربانی این غرور می‌شود!

 (پ. ن.: البته این نوع رفتار، نتیجۀ باورهای مرکزی ناکارآمد یا، به قولی، طرح‌واره‌های ناسازگار اوّلیۀ این افراد است که اغلب نیاز به توجه و مداخلۀ بالینی دارد!)

 - ع. م. پ.

***

شمارۀ 2

کسی که فکر می‌کند «در زندگی‌اش، دیگر چیزی را برای از دست دادن ندارد!»، افسار زندگی را رها کرده و اجازه می‌دهد تا دیگران برایش تصمیم بگیرند! و در این بین، طعمۀ خوبی برای سودجویان خواهد شد تا از او بهره برند و مال او را به تاراج...!!!

 - ع. م. پ.

***

شمارۀ 3

همه، روان‌شناس‌اند...!

 رانندۀ تاکسی، فروشندۀ سوپرمارکت، مشاور املاک، استاد دانشگاه، دانش‌جو و دانش‌آموز، دوست، همسر و... حتّی گربه‌ها و گنجشک‌های خیابانی، همه و همه، به نوعی "روان‌شناس" هستند... مهم این است که ایشان، "روان‌درمانگر" نیستند!

 (البته، افرادی هم داریم که در این رشته تحصیل کرده‌اند، ولی "روان‌درمانگر" نیستند!)

 پس چه خوب است، اگر روزی در این زمینه نیاز به دریافت کمک تخصصی داشتیم، نزد کسی برویم که روان‌درمانگر است، نه صرفاً روان‌شناس!

 - ع. م. پ.

***

شمارۀ 4

به نظر من، برای ما، مهارت نگهداشت و تداوم یه رابطه، از شروع اون سخت‌تره! چون در شروع یه رابطه، ما می‌تونیم نقشی غیر از اون‌چه که هستیم رو بازی کنیم و نقاب خوبی به چهره بزنیم، ولی در ادامۀ رابطه، ما "خود" واقعی‌مون رو نشون می‌دیم و نقاط ضعف ما، که زیر اون نقاب پنهون شده بودند، می‌تونند رابطه رو تهدید کنند...

 - ع. م. پ.

***

شمارۀ 5

در ازدواج، بهتره بجای این‌که به این فکر کنیم "طرف مقابل‌مون چقدر من رو دوست داره؟"، این موضوعات رو بررسی کنیم که چقدر باورها، نگرش‌ها، سطح اقتصادی ـ اجتماعی، و... ما دو نفر شبیه به هم یا متناسب با هم هست!

 - ع. م. پ.

***

شمارۀ 6

در فرآیند ازدواج: جشن نامزدی، ممنوع!

 کدوم آدم عاقل، فقط به این خاطر که کاندیدای ازدواج شده، جشن می‌گیره؟

 زمان درست جشن، وقتی هست که قطعا" انتخاب شده باشیم یا انتخاب کرده باشیم: یعنی همون جشن عقد!

 - ع. م. پ.

***

شمارۀ 7

در ازدواج، خیلی هم مهم نیست که چطور با طرف مقابل‌تون آشنا می‌شید (از طریق معرف، دوستی، هم‌کاری، هم‌کلاسی، اینترنتی یا...)، مهم "شناختی" هست که از اون به بعد باید نسبت بهش پیدا کنید، تا درنهایت بتونید تصمیم به ازدواج با این شخص رو بگیرید.

 (پس، قسمت دوّم، مهم‌تر از قسمت اوّله...)

 - ع. م. پ.

***

شمارۀ 8

جریمۀ رانندگی برای کسی که داره جریمه می‌شه هم ناخوشاینده و هم درد داره! حالا اگر کسی که داره درد رو وارد می‌کنه (یعنی داره جریمه می‌نویسه: همون افسر محترم) حین این کار بخنده و شاد باشه، مثل این می‌مونه که "از واردکردن درد به دیگران، لذّت می‌بره...!" این وضعیت چقدر شبیه رفتار کسانی هست که دارای اختلال شخصیت ضدّاجتماعی (Anti-Social Personality Disorder) هستند که وجدان ندارند و از آزارگری لذّت می‌برند!

 البته تأکید می‌کنم که قصد برچسب‌زدن اختلال روانی رو به کسی ندارم! فقط خواستم به بعضی از افسران راهنمایی و رانندگی بگم، حین جریمه‌کردن رانندۀ متخلّف، نخندید!!!

 - ع. م. پ.

***

شمارۀ 9

اگه در یه جمعی (چه واقعی، چه مجازی مثل فیس‌بوک!) یه حرف کلّی زدید و یه نفر در این جمع بهش برخورد، به احتمال زیاد اون طرف دچار تحریف شناختی "شخصی‌سازی" هست!

 حواس‌تون باشه که شما مسئول چیزایی هستید که می‌گید، نه چیزایی که دیگران برداشت می‌کنند!

 - ع. م. پ.

***

شمارۀ 10

بعضی‌وقت‌ها سیاست ما در رابطه با دیگران، محکوم به شکسته!

 نمونه‌اش اینه که برای جلب نظر دیگری، یا برای نشون دادن این موضوع که "آدم خوب این رابطه، من هستم"، خیلی کارها رو برای طرف مقابل‌مون انجام می‌دیم، که شاید موردعلاقه‌مون هم نباشه... ولی پس از مدتی که احساس می‌کنیم به هدف‌مون رسیدیم، دیگه نمی‌تونیم اون کارها رو انجام ندیم! چون در طرف مقابل‌مون توقع ایجاد کردیم! و حالا اگر از انجام اون کارها امتناع ورزیم، می‌شیم آدم بد رابطه!!!

 بهتره کمی دوراندیش باشیم و، صد البته، در رابطه با دیگران "خود واقعی"‌مون باشیم!

 - ع. م. پ.

***